بمب هسته اي چگونه كار مي‌كند؟

شما احتمالاً در كتابهاي تاريخ خوانده‌ايد كه بمب هسته‌اي در جنگ جهاني دوم توسط آمريكا عليه ژاپن بكار رفت و ممكن است فيلم‌هايي را ديده باشيد كه در آنها بمب‌هاي هسته‌اي منفجر مي‌شوند. درحاليكه در اخبار مي‌شنويد، برخي كشورها راجع به خلع سلاح اتمي با يكديگر گفتگو مي‌كنند، كشورهايي مثل هند و پاكستان سلاح‌هاي اتمي خود را توسعه مي‌دهند.

ما ديده‌ايم كه اين وسايل چه نيروي مخرب خارق‌العاده‌اي دارند، ولي آنها واقعاً چگونه كار مي‌كنند؟ در اين بخش خواهيد آموخت كه بمب هسته‌اي چگونه توليد مي‌شود و پس از يك انفجار هسته‌اي چه اتفاقي مي‌افتد؟

فيزيك هسته‌اي

انرژي هسته‌اي به 2 روش توليد مي‌شود:

1- شكافت هسته‌اي: در اين روش هسته يك اتم توسط يك نوترون به دو بخش كوچكتر تقسيم مي‌شود. در اين روش غالباً از عنصر اورانيوم استفاده مي‌شود.

2- گداخت هسته‌اي: در اين روش كه در سطح خورشيد هم اجرا مي‌شود، معمولاً هيدروژن‌ها با برخورد به يكديگر تبديل به هليوم مي‌شوند و در اين تبديل، انرژي بسيار زيادي بصورت نور و گرما توليد مي‌شود.

در شكل زير نمونه اي از شكافت هسته اتم اورانيوم نمايش داده شده است:

و در شكل زير گداخت هسته‌اي اتم‌هاي هيدروژن و تبديل آنها به هليوم 3 و الكترون آزاد نمايش داده شده است:

طراحي بمب‌هاي هسته‌اي:

براي توليد بمب هسته‌اي، به يك سوخت شكافت‌پذير يا گداخت‌پذير، يك وسيله راه‌انداز و روشي كه اجازه دهد تا قبل از اينكه بمب خاموش شود، كل سوخت شكافته يا گداخته شود نياز است.

بمب‌هاي اوليه با روش شكافت هسته‌اي و بمب‌هاي قويتر بعدي با روش گداخت هسته‌اي توليد شدند. ما در اين بخش دو نمونه از بمب هاي ساخته شده را بررسي مي كنيم:

بمب‌ شكافت هسته‌اي :

1- بمب‌ هسته‌اي (پسر كوچك) كه روي شهر هيروشيما و در سال 1945 منفجر شد.

2- بمب هسته‌اي (مرد چاق) كه روي شهر ناكازاكي و در سال 1945 منفجر شد.

بمب گداخت هسته‌اي : 1- بمب گداخت هسته‌اي كه در ايسلند بصورت آزمايشي در سال 1952 منفجر شد.

بمب‌هاي شكافت هسته‌اي:

بمب‌هاي شكافت هسته‌اي از يك عنصر شبيه اورانيوم 235 براي انفجار هسته‌اي استفاده مي‌كنند. اين عنصر از معدود عناصري است كه جهت ايجاد انرژي بمب هسته‌اي استفاده مي‌شود. اين عنصر خاصيت جالبي دارد: هرگاه يك نوترون آزاد با هسته اين عنصر برخورد كند ، هسته به سرعت نوترون را جذب مي‌كند و اتم به سرعت متلاشي مي‌شود. نوترون‌هاي آزاد شده از متلاشي شدن اتم ، هسته‌هاي ديگر را متلاشي مي‌كنند.

زمان برخورد و متلاشي شدن اين هسته‌ها بسيار كوتاه است (كمتر از ميلياردم ثانيه ! ) هنگامي كه يك هسته متلاشي مي‌شود، مقدار زيادي گرما و تشعشع گاما آزاد مي‌كند.

مقدار انرژي موجود در يك پوند اورانيوم معادل يك ميليون گالن بنزين است!

در طراحي بمب‌هاي شكافت هسته‌اي، اغلب از دو شيوه استفاده مي‌شود:

روش رها كردن گلوله:


در اين روش يك گلوله حاوي اورانيوم 235 بالاي يك گوي حاوي اورانيوم (حول دستگاه مولد نوترون) قرار دارد.

هنگامي كه اين بمب به زمين اصابت مي‌كند، رويدادهاي زير اتفاق مي‌افتد:

1- مواد منفجره پشت گلوله منفجر مي‌شوند و گلوله به پائين مي‌افتد.

2- گلوله به كره برخورد مي‌كند و واكنش شكافت هسته‌اي رخ مي‌دهد.

3- بمب منفجر مي‌شود.

در بمب هيروشيما از اين روش استفاده شده بود. نحوه انفجار اين بمب در شكل زير نمايش داده شده است:

روش انفجار از داخل:

در اين روش كه انفجار در داخل گوي صورت مي‌گيرد، پلونيم 239 قابل انفجار توسط يك گوي حاوي اورانيوم 238 احاطه شده است.

هنگامي كه مواد منفجره داخلي آتش گرفت رويدادهاي زير اتفاق مي‌افتد:

1- مواد منفجره روشن مي‌شوند و يك موج ضربه‌اي ايجاد مي‌كنند.

2- موج ضربه‌اي، پلوتونيم را به داخل كره مي‌فرستد.

3- هسته مركزي منفجر مي‌شود و واكنش شكافت هسته‌اي رخ مي‌دهد.

4- بمب منفجر مي‌شود.

بمبي كه در ناكازاكي منفجر شد، از اين شيوه استفاده كرده بود. نحوه انفجار اين بمب، در شكل زير نمايش داده شده است.

بمب‌ گداخت هسته‌اي: بمب‌هاي شكافت هسته‌اي، چندان قوي نبودند!

بمب‌هاي گداخت هسته‌اي ، بمب هاي حرارتي هم ناميده مي‌شوند و در ضمن بازدهي و قدرت تخريب بيشتري هم دارند. دوتريوم و تريتيوم كه سوخت اين نوع بمب به شمار مي‌روند، هردو به شكل گاز هستند و بنابراين امكان ذخيره‌سازي آنها مشكل است. اين عناصر بايد در دماي بالا، تحت فشار زياد قرار گيرند تا عمل همجوشي هسته‌اي در آنها صورت بگيرد. در اين شيوه ايجاد يك انفجار شكافت هسته‌اي در داخل، حرارت و فشار زيادي توليد مي‌كند و انفجار گداخت هسته‌اي شكل مي‌گيرد.در طراحي بمبي كه در ايسلند بصورت آزمايشي منفجر شد، از اين شيوه استفاده شده بود. در شكل زير نحوه انفجار نمايش داده شده است.

اثر بمب‌هاي هسته‌اي:

انفجار يك بمب هسته‌اي روي يك شهر پرجمعيت خسارات وسيعي به بار مي آورد . درجه خسارت به فاصله از مركز انفجار بمب كه كانون انفجار ناميده مي‌شود بستگي دارد.

زيانهاي ناشي از انفجار بمب هسته‌اي عبارتند از :

- موج شديد گرما كه همه چيز را مي‌سوزاند.

- فشار موج ضربه‌اي كه ساختمان‌ها و تاسيسات را كاملاً تخريب مي‌كند.

- تشعشعات راديواكتيويته كه باعث سرطان مي‌شود.

- بارش راديواكتيو (ابري از ذرات راديواكتيو كه بصورت غبار و توده سنگ‌هاي متراكم به زمين برمي‌گردد)

دركانون زلزله، همه‌چيز تحت دماي 300 ميليون درجه سانتي‌گراد تبخير مي‌شود! در خارج از كانون زلزله، اغلب تلفات به خاطر سوزش ايجادشده توسط گرماست و بخاطر فشار حاصل از موج انفجار ساختمانها و تاسيسات خراب مي‌شوند. در بلندمدت، ابرهاي راديواكتيو توسط باد در مناطق دور ريزش مي‌كند و باعث آلوده شدن موجودات، آب و محيط زندگي مي‌‌شود.

دانشمندان با بررسي اثرات مواد راديواكتيو روي بازماندگان بمباران ناكازاكي و هيروشيما دريافتند كه اين مواد باعث: ايجاد تهوع، آب‌مرواريد چشم، ريزش مو و كم‌شدن توليد خون در بدن مي‌شود. در موارد حادتر، مواد راديواكتيو باعث ايجاد سرطان و نازايي هم مي‌شوند. سلاح‌هاي اتمي داراي نيروي مخرب باورنكردني هستند، به همين دليل دولتها سعي دارند تا بر دستيابي صحيح به اين تكنولوژي نظارت داشته باشند تا ديگر اتفاقي بدتر از انفجارهاي ناكازاكي و هيروشيما رخ ندهد.
+ نوشته شده توسط مجتبی محمودی در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 و ساعت 16:2 |
سرنوشت ۵۰ بمب اتمی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد
بمب‌ سرگردان
ارتش ایالات‌متحده در ماجرای سقوط یک فروند از هواپیماهایش به سال ۱۹۶۸ میلادی در گرینلند شاهد از دست رفتن یکی از بمب‌های اتمی در یخ‌های قطبی بود. این حادثه منحصر به فرد نبود. براساس پاره‌ای گمانه‌زنی‌ها در طول جنگ سرد نزدیک به ۵۰ بمب اتمی ارتش آمریکا مفقود شد که همه آنها در مناطق عاری از جمعیت رها نشده‌اند.
کمی برای به آب زدن بدن در آب‌های سرد دریای مدیترانه آن هم در ماه ژوئن زود به نظر می‌رسید ،اما یکی از اولین روزهای ماه مارس سال ۱۹۶۶ میلادی بود که مانوئل فراتی ایریبادن، وزیر اطلاعات وقت اسپانیا و بیدل دوک، سفیر ایالات‌متحده در این کشور قدم به آب‌های سرد مدیترانه در کاستاکالیدا گذاشتند.
روزنامه‌نگارانی از سراسر دنیا هم به دهکده ساحلی کوچک پالوماری در کاستاکالیدا آمده بودند تا شاهد این آب ‌تنی باشند.
اگر بمبی هیدروژن با قدرتی معادل هزار برابر بمبی که هیروشیما را با خاک یکی کرد در کف آب‌های این منطقه نیارمیده بود این علاقه و توجه به شنایی صبحگاهی کمی عجیب و حتی غیر عادی به نظر می‌رسید.
تنها چند هفته پیشتر از آن بدترین حادثه هسته‌ای تمامی دوران جنگ سرد در‌۱۷ ژانویه در سواحل جنوب غرب اسپانیا به وقوع پیوسته بود.
در جریان عملیات سوختگیری هوایی بر فراز آسمان این منطقه یک فروند۵۲ B آمریکا و یک هواپیمای سوخت رسان۵۳۱ kc در ارتفاع ۹ هزار متری زمین با یکدیگر برخورد کردند و هر دو با شکل‌گیری توپی از آتش منفجر شدند.
هواپیمای۵۲ B حامل ۴ بمب هیدروژنی بود که یکی سالم در مزرعه گوجه‌ای در حومه پالومارس به زمین نشست.
فیوزهای انفجاری غیرهسته‌ای دو بمب دیگر عمل کرد که موجب شد غبار پلوتونیم در سطح منطقه پخش شود و آخری جایی در نزدیکی خط ساحلی سقوط کرد و درون شن‌های نرم کف دریا فرو رفت اما هیچکس محل دقیق سقوط این بمب را نمی‌دانست.

در هفته‌های بعد از این حادثه چنین به نظر می‌رسید که فیلمی تخیلی در پالومارس ساخته می‌شود. مردانی با لباس‌های سفید حفاظتی و ماسک‌هایی آبی رنگ روی صورت‌شان در مزارع حضور می‌یافتند و بااستفاده از ابزارهای سنجش تشعشع به دنبال منشا آلودگی‌های رادیواکتیو بودند.
مردم محل از کار در مزارع منع شده و تمامی محصولی که روی زمین مانده بود، جمع‌آوری و نابود شد.
با هزینه دولت ایالات‌متحده خاک تمامی منطقه زیرورو شده و ۱۴۰۰ تن خاک آلوده برای فرآوری و تشعشع‌زدایی با کشتی به آمریکا حمل شد.
ده‌ها ناو جنگی آمریکایی در آب‌های منطقه و بویژه در اطراف جایی که یک ماهیگیر دیده بود بمب به آب افتاده است در حال گشتزنی بودند.

این حادثه چنان وحشتی در اسپانیا به وجود آورده بود که کم‌سابقه و شاید حتی بی‌سابقه بود. آب تنی صبحگاهی آن روز هم برای جلب اعتماد مردم محلی و اثبات برطرف شدن خطر بمب ترتیب داده شده بود.
بمب سرگردان در گرینلند
تصور این که بمب اتمی سرگردان و احتمالا آسیب‌ دیده‌ای در زیر آب‌های سرد اقیانوس رها شده است به حد کافی دلهره‌آور به نظر می‌رسد.
آمریکایی‌ها برای سال‌ها اطلاعات مربوط به سقوط یک فروند ۵۲ B در گرینلند را پنهان کرده بودند و همین اواخر بود که BBC خبری را در این مورد منتشر ساخت.
وقتی این هواپیما در گرینلند سقوط کرد فیوزهای انفجاری متعارف آن عمل کردند و منطقه‌ای وسیع را دچار آلودگی رادیواکتیویته کردند اما آنچه دولت آمریکا برای دهه‌ها مخفی کرده بود این بود که با جمع‌آوری قطعات بمب مشخص شد یکی از کلاهک‌های هسته‌ای آن مفقود شده است. به ظاهر این کلاهک به عمق یخ‌های قطبی در شمال استاربی فرو رفته بود و هرگز پیدا هم نشد.
فقدان کلاهک‌های هسته‌ای آنچنان که ممکن است در نگاه اول امری محال و حداقل نادر به نظر آید چندان هم حادثه منحصر به فرد‌ نیست.
اتفرید ناسائور، از کارشناسان جنگ‌افزارهای هسته‌ای و مدیر مرکز اطلاعات امنیت فراآتلانتیک در برلین، پایتخت آلمان می‌گوید: وزارت دفاع ایالات‌متحده تاکنون فقدان ۱۱ بمب اتمی را تایید کرده است.
او می‌افزاید: این در حالی است که گمان می‌رود در طول دوران جنگ سرد در مجموع حدود ۵۰ بمب اتمی مفقود شده باشند.
بخش اعظم این سلاح‌های خطرناک همچنان در کف آب‌های اقیانوس سرگردان هستند.
در آوریل سال ۱۹۸۹ وقوع آتش‌سوزی در زیردریایی هسته‌ای کومسومولز روسیه موجب شد این زیردریایی به همراه دو اژدر هسته‌ای‌اش در عمق ۱۷۰۰ متری آب‌های اقیانوس اطلس به گل بنشیند.
پیش از آن و در ۲۲ می ۱۹۶۸ میلادی هم یک زیردریایی هسته‌ای متعلق به ارتش آمریکا به نام «یواس‌اس اسکورپیون» به فاصله ۳۲۰ مایل دریایی تا جزایر «آرزس» در عمق ۱۸۰۰ متری غرق شد.
این زیردریایی هم حامل دو موشک هسته‌ای بود. به دلیل عمق زیاد هیچ اقدامی در جهت خنثی ‌سازی کلاهک هسته‌ای این دو زیردریایی صورت نگرفت.
زیردریایی یو اس اس اسکورپیون
۸۱ روز طول کشید تا شناورهای آمریکایی توانستند محل سقوط بمب را در عمق ۸۰۰ متری کف دریا‌‌ شناسایی کنند.
کمان شکسته
تعداد به مراتب بیشتری از تسلیحات هسته‌ای به دلیل سقوط هواپیماهای جنگی بر فراز آب‌های اقیانوس مفقود شده و سرنوشتی نامعلوم دارند.
در روزهای آغازین پس از جنگ سرد هیچ هواپیمایی با اتکا به سوخت موجود در منابع ذخیره‌اش قادر به عبور از اقیانوس اطلس نبود و همه هواپیماها ناچار به سوختگیری بر فراز این اقیانوس بودند.
برخورد هواپیماهای در حال سوختگیری با هواپیمای سوخت‌رسان یا ناممکن بودن سوخت‌رسانی به دلیل شرایط بد جوی موجی شده بود تا سقوط هواپیماهای نظامی بر فراز آتلانتیک پدیده‌ای متعارف تلقی شود.
حدفاصل دهه ۱۹۵۰ تا اواسط دهه ۱۹۶۰ میلادی که مقارن با دوران اوج جنگ سرد بود، بمب‌افکن‌ های سنگین آمریکا حامل تسلیحات هسته‌ای تقریبا ۲۴ ساعت شبانه‌ روز و ۳۶۵ روز سال در حال انجام ماموریت ‌های استراتژیک برای رویارویی با تهدیدات پیش‌بینی نشده از سوی اتحاد جماهیر شوروی بودند.


شاید یکی از احمقانه‌ترین موارد «کمان شکسته» (اسم رمزی که ارتش آمریکا برای اشاره به حوادث مرتبط با سلاح‌های هسته‌ای در نظر گرفته بود)‌ روز ۵ دسامبر ۱۹۶۵ به بر فراز ناو هواپیمابر تیکوندروگا به وقوع پیوست.
این هواپیما از ویتنام عازم ژاپن بود که وقتی بالابرهای ویژه در حال انتقال جنگنده‌ای از توقف‌‌گاه‌های زیر عرشه اصلی به روی عرشه بودند ، این هواپیما به همراه خلبان و بمب هسته‌ای نصب شده روی آن به دریا سقوط کرد و به عمق ۵ هزار متری اقیانوس فرو رفت و هرگز پیدا نشد.
این حادثه هم برای ماه‌ها پنهان نگاهداشته شده بود و وقتی هم در سال ۱۹۸۱ میلادی افشا شد از این واقعیت که آمریکایی‌ها در ویتنام سلاح هسته‌ای مستقر کرده بودند، پرده برداشت.
بعلاوه این اقدام مغایر با توافق آمریکا با ژاپن مبنی بر اجتناب از آوردن تسلیحات هسته‌ای به قلمرو ژاپن بود و به همین دلیل جنجالی سیاسی به‌پا شد.
آمریکا یک بمب اتمی رادرگرینلندرها کرد
شبکه خبری بی.بی.سی در گزارشی فاش کرد که آمریکا پس از بروز حادثه‌ای در سال ۱۹۶۸ یک سلاح هسته‌ای را در زیر یخ‌های گرینلند شمالی به حال خود رها کرده است.
شبکه خبری بی.بی.سی با اشاره به تحقیقاتی که در این باره انجام داده است افزود: نقطه قوت پایگاه هوایی”تول” که واقع شدن آن در شمالگان زمین است، به معنای آن است که این پایگاه از زمان تاسیس آن در اوایل ۱۹۵۰ برای آمریکا دارای اهمیت استراتژیک فوق العاده بوده است و به راداری که در این مکان نصب شده است اجازه می‌دهد موشک‌هایی که بر فراز قطب شمال حرکت می کنند، زیر نظر بگیرد.
پنتاگون معتقد بود که اتحاد جماهیر شوروی قصد استفاده از این پایگاه را برای آغاز یک حمله هسته‌یی علیه آمریکا داشته است و در سال ۱۹۶۰ عملیات‌های پروازی را در این منطقه آغاز کرد. بمب افکن‌های ” B-52″ به طور مستمر بر فراز” تول” گشت می‌زدند و در صورت مشاهده تخریب آن می‌توانستند به طور مستقیم به مسکو بروند. گرینلند جزیره ای خودمختار متعلق به دانمارک است، اما انتقال تسلیحات هسته‌ای از طریق قلمرو دانمارک سری نگهداشته شد. در ۲۱ ژانویه ۱۹۶۸ یکی از آن عملیات‌ها با مشکل روبرو شد.
شبکه خبری بی . بی. سی افزود که از جان هاگ و جو داماریو، دو خلبان این جنگنده‌ها خواسته است تا چگونگی برخورد هواپیما خودرا با یخ در فاصله چند مایلی این پایگاه توضیح دهند و افزود: بلافاصله پس از این حادثه پرسنل نظامی، بومی‌های گرینلند و کارگران دانمارکی برای کمک به حادثه دیدگان در محل حاضر شدند. در نهایت عملیاتی چشم گیر ظرف چند ماه انجام شد تا هزاران لاشه کوچک باقی مانده از این هواپیما در سراسر این خلیج یخ زده جمع آوری شود و نیز حدود ۵۰۰ میلیون گالن یخ از این محل جمع آوری شد که برخی از تکه های آن حاوی آثار رادیو اکتیو بودند.
در یک نوار ویدیویی طبقه بندی شده دولتی آمریکا که بی.بی.سی به آن دست یافت مستند این پاکسازی وجود دارد و ایده‌هایی را در خصوص دامنه این عملیات به دست می‌دهد.
مواد انفجاری دارای قدرت بالایی که در چهار بمب هسته ای بود، منفجر شدند، اما ابزارهای هسته‌ای واقعی آنها منفجر نشد.
پنتاگون اعلام کرد که هر چهار سلاح هسته ای “نابود” شده اند. این ممکن است به لحاظ تکنیکی درست باشد؛ زیرا بمب‌ها دیگر کامل نبودند اما اسناد طبقه بندی شده‌ای که تحت برنامه “قانون آزادی اطلاعات آمریکا” در اختیار بی.بی.سی قرار گرفته است و بخشی از آن هم چنان طبقه بندی شده است داستانی سیاه‌تر را فاش می‌کند که مورد تایید افرادی که در پاکسازی حاضر بودند و یا به اطلاعات دسترسی داشته‌اند است.
این اسناد روشن می‌سازد که بازرسان که ظرف هفته های پس از حادثه قطعات را کنار هم قرار دادند متوجه شدند که در این قطعات فقط می‌توان سه سلاح را یافت.
حتی تا پایان ژانویه یکی از این اسناد از بخشی سیاه شده در یخ‌ها گزارش می داد که مجددا یخ زده بود و دارای خطوط ناشی از فرود سلاح با چتر بر روی آن بود.
در این سند آمده است: چیز خاصی نظیر گداخت اولی یا دومی در یخ فرو رفته است که اولی یا دومی به قطعات سلاح اشاره می‌کند. در ماه آوریل تصمیم گرفته شد یک زیردریایی از نوع “استار” به پایگاه ارسال شود تا بمب گم شده را جست‌وجو کند که شماره سریال آن ۷۸۲۵۲ (جست و جوی زیر دریایی مشابه آن در سواحل اسپانیا که دو سال قبل از این حادثه رخ داد به یافتن یک سلاح گم شده دیگر کمک کرد) بود.
اما هدف اصلی این جست‌وجو این بود که عمدا به دور از چشم مقامات دانمارکی انجام شود.
در سندی که متعلق به ماه ژوئیه است آمده است: این واقعیت که این عملیات شامل جست‌وجوی قطعات گم شده سلاح است باید باید به عنوان NOFORN محرمانه نگه داشته شود. واژه NOFORN به معنای آن است که نباید برای هیچ کشور خارجی فاش شود.
این سند می‌افزاید: در مذاکرات با دانمارکی‌ها باید به این عملیات به عنوان تحقیقات تکراری تحقیق در سطح زیرین نقطه ضربت اشاره شود.
این سند وضعیت هولناکی را که در حال به وقوع پیوستن بود این طور شرح می دهد؛ اما تحقیقات در زیر دریا با مشکلات فنی روبرو شد و با توجه به این که زمستان نزدیک می‌شد یخ‌ها مجددا یخ می‌بستند.
اجزای طبقه بندی شده طرح کلاهک هسته‌ای نشان می‌دهد که این قطعات رها شده تسلیحات علاوه بر این واقعیت که حاوی اورانیوم و پلوتونیوم بودند به دلیل روش طراحی، شکل و میزان اورانیوم به کار رفته در آن دارای حساسیت بسیار بالایی هستند.
اما در نهایت این جست‌وجو رها شد. نمودارها و یادداشت‌هایی که در اسناد طبقه بندی شده وجود دارد نشان می‌دهد که جست‌وجوی کل منطقه‌ای که قطعات در آن پراکنده شده بودند ممکن نبوده است.
بی بی سی ادامه داد: ما به دنبال برخی از مقاماتی رفتیم که در پی‌گیری‌های پس از وقوع این حادثه دخیل بوده‌اند. یکی از آنها ویلیام چمبرز طراح سابق تسلیحات هسته‌ای در آزمایشگاه هسته‌ای” لوس آلاموس” بود که در آن زمان مدیریت تیم‌های حوادث را از جمله در حادثه “تول” به عهده داشت.
وی به بی.بی.سی در توضیح منطق تصمیم به رها کردن این تحقیقات گفت: امیدی به آنچه ممکن است آن را شکست در باز گرداندن قطعات بنامید وجود نداشت.
چمبرز افزود: برای هر کس دیگری یافتن قطعات طبقه بندی شده در صورتی که ما این کار را انجام نمی‌دادیم بسیار مشکل بود. این دیدگاه وجود داشت که هیچ کس دیگری قادر نیست به طور پنهانی به این قطعات حساس دست یابد و مواد رادیو اکتیو در چنین بستر بزرگی از آب فرو خواهند رفت و ضرری نخواهند داشت.
دیگر مقاماتی که پرونده‌های طبقه بندی شده را مشاهده کرده‌اند رها کردن یک سلاح هسته‌ای در این منطقه را تایید کردند.
پنتاگون از اظهارنظر در خصوص این تحقیقات خودداری و فقط به مطالعات رسمی سابق در خصوص این حادثه اشاره کرد.
اما این حادثه پاکسازی و راز بمب گمشده هم چنان آنهایی را که در آن زمان در این مساله دخیل بودند و آنهایی را که در این منطقه زندگی می‌کنند و با نگرانی‌هایی که در خصوص تاثیرات زیست محیطی و بهداشتی وقایع آن روز در ۱۹۶۸ وجود دارد هم چنان آزار می دهد.
بمبهای اتمی ای که آمریکا گم کرده است
یک هشدار بزرگ
اسنادی که به تازگی از حالت محرمانه خارج شده اند نشان می دهند بمبی که روی آبهای ساحلی آن شهر رها شد یک بمب هیدروژنی از نوع ”، Mod O-Mk15″ بوده که چهار تن وزن داشته و قدرت تخریبی آن بیش از ۱۰۰ برابر بمبی است که هیروشیما را خاکستر کرد.
بمب هیدروژنی Mk15
۴ مسیر ‌اصلی گشتزنی این بمب‌افکن‌ها از فراز گرینلند، مدیترانه، آلاسکا و ژاپن می‌گذشت. تنها با تولید بمب‌افکن ‌هایی دور پرواز بود که آمار سقوط هواپیماهای حامل تسلیحات هسته‌ای در ماموریت‌های طولانی رو به کاهش گذاشت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی محمودی در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 و ساعت 16:15 |

دید کلی
همه ما می‌دانیم چه انرژی عظیم و قابل ملاحظه‌ای در داخل اتمها وجود دارد. این انرژی همان است که عموما آن را
انرژی اتمی می‌نامند. اما چون این انرژی در داخل هسته اتمها وجود دارد در زبان علمی نام دقیقتر آنرا انرژی هسته‌ای انتخاب کرده‌اند.

تحولاتی که به کشف بمب هسته‌ای منجر شد

هنگامی که دانشمند ایتالیایی به نام انریکو فرمی ، تجربیات و تحقیقات خود را در زمینه عملی ساختن فعل و انفعالات زنجیری مداوم دنبال می‌کرد. پیش بینی می‌شد که این فعل و انفعال ممکن است انفجاری باشد. به همین سبب ایالات متحده آمریکا که در جنگ جهانی دوم شرکت کرده بود، در صدد برآمد تحت عنوان مبارزه ضد فاشیستی ، نظر دانشمندان اروپایی را برای ساختن سلاح اتمی جلب کند. لذا آن را به ممالک متحده فرا خواند، تا در آنجا که دور از بمبهای دشمن قرار داشت و شرایط کار بهتر بود. امکان استفاده از این انرژی انفجاری را که در سلاحهای جنگی ، مخصوصا بمب مورد بررسی قرار دهند.

پس از گرد آمدن برجسته ترین دانشمندان ، ابتدا تجسساتی در زمینه تصفیه 235U و بعد ساختن
پلوتونیوم در آزمایشگاههای چند دانشگاه مهم آمریکا از جمله دانشگاههای کلمبیا و کالیفرنیا صورت گرفت. نتیجه این تجسسات ، ساختن دو کارخانه بزرگ و مجهز برای تصفیه 235U و ساختن پلوتونیوم منجر گردید. سپس آزمایشگاه عظیم و مجهز ، لوس آلاموس در ایالت نیومکزیکو تحت نظر دانشمندان معروف . جی . آر . اوپن هایمر تأسیس شد.

دانشمندان معروف دیگری از کشورهای مختلف از قبیل جیمز چارویک ، اچ بث ، آر. آرویلسون ،
نیلس بوهر و غیره ، برای ساختن بمب اتمی ، یعنی سلاحی که ممکن است سبب نابودی بشر و تمدن او گردد، همکاری کردند. در نتیجه تحقیقات دانشمندان ، اساس ساختمان بمب اتمی پی ریزی شد. البته بسیاری از وسایلی که برای بمب اتمی بکار رفت، به کلی افشا نشده ، با این حال با اطلاعات وسیعی که ضمن اظهارات رئیس طرح مانهاتان بدست آمد، طرز عمل تا اندازه‌ای روشن گردید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی محمودی در شنبه بیست و یکم آبان 1390 و ساعت 18:32 |


Powered By
BLOGFA.COM